نوشته‌های Nav.al به فارسی

بازده کارآفرینی

چند شب پیش سر شام با گروهی از کارآفرین‌ها بودم.
یکی از آن‌ها داستان یک نابغهٔ ۲۷ ساله را تعریف کرد که احتمالاً شرکتش با ارزشی بین ۵۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد دلار Exit¹ می‌کند، در حالی که عمر آن کسب‌وکار هنوز به دو سال هم نرسیده.

می‌توانید تصور کنید این موضوع چه حسی به کارآفرین‌های باهوش و سخت‌کوش ۳۵ سال به بالا داد، کسانی که موفقیت‌های خودشان را داشته‌اند، اما نه در این ابعاد و نه با این سرعت.

این مدل داستان‌ها دیگر کم‌کم عادی شده‌اند.
به نظر می‌رسد کارآفرین‌هایی که این روزها «می‌ترکانند»، هم سریع‌تر موفق می‌شوند، هم پول بیشتری درمی‌آورند و هم در سن پایین‌تری.

دههٔ ۷۰ ساختن یک شرکت بیشتر از ده سال زمان می‌برد و حتی ۱۰ میلیون دلار، با ارزش امروز، موفقیت بزرگی محسوب می‌شد.
تا قبل از حباب دات‌کام² اواخر دههٔ ۹۰، این داستان‌ها وجود داشتند، ولی هم کمتر بودند و هم دیرتر اتفاق می‌افتادند.

کسی که داستان را تعریف می‌کرد گفت این جوان ۲۷ ساله از همهٔ کارآفرین‌هایی که قبلاً دیده، هم باهوش‌تر است هم سخت‌کوش‌تر.

ولی مسئله این نیست.
تعداد ساعت‌های شبانه‌روز همان است و کارآفرین‌های نسل‌های قبل هم به همان اندازه سخت کار می‌کردند.
آن‌ها هم به همان اندازه باهوش بودند.
هوش انسان در ۱۰ یا ۲۰ سال این‌قدر جهش نکرده.

به نظر من، دلیل واقعی این است که میزان Leverage³ یا اهرمی که امروز در اختیار یک کارآفرین اینترنتی قرار دارد، چندین برابر نسل‌های قبل شده.

البته تعداد آدم‌هایی که وارد این بازی می‌شوند هم خیلی بیشتر شده. شاید درصد موفقیت کلی پایین‌تر آمده باشد، اما کسانی که برنده می‌شوند، خیلی بزرگ‌تر و سریع‌تر برنده می‌شوند، چون اهرم فوق‌العاده‌ای دارند.

دیگر خبری از مزرعه‌های سرور، تیم‌های تلفنی فروش و پشتیبانی، بروشورهای بازاریابی، غرفه‌های نمایشگاهی، نیروهای فروش مستقیم، نرم‌افزارهای لایسنس‌دار، میلیون‌ها خط کد، قراردادهای فروش مجدد، بلیت هواپیما، هتل، چاپ CD، سیستم‌های Voicemail⁴ و بقیهٔ دردسرهای قدیمی نیست.

کارآفرینی اینترنتی مدرن با چند مهندس شروع می‌شود که تقریباً مجانی کار می‌کنند و فقط لپ‌تاپ و موبایل دارند.
با Skype ، GTalk ، ویکی‌ها و سیستم‌های Bug Tracking⁵ هماهنگ می‌شوند.

خود شرکت هم با منابع برون‌سپاری‌شده سر هم می‌شود: منابع انسانی، ثبت شرکت، حسابداری و حقوق.

مارکتینگ یا ویروسی انجام می‌شود، یا با SEO و SEM⁶.
خدمات مشتریان را کامیونیتی و فروم‌ها مدیریت می‌کنند.
روابط عمومی با توییت و بلاگ جلو می‌رود.
پرداخت‌ها از طریق PayPal انجام می‌شود.
تبلیغات را شبکه‌های تبلیغاتی شخص ثالث نمایش می‌دهند.
فضای ذخیره‌سازی روی Amazon است.
پردازش از طریق Amazon ، Softlayer یا Rackspace مقیاس می‌گیرد.
و کدها روی کوهی از ابزارهای Open Source ، SaaS⁷ و سرویس‌های ۱۰ دلاری ساخته می‌شوند.

چیزی که قبلاً ۱ تا ۲ میلیون دلار هزینهٔ راه‌اندازی داشت، الان با ۱۰ هزار دلار ساخته می‌شود.
چیزی که قبلاً ۵ میلیون دلار هزینهٔ ساخت داشت، الان با ۲۵۰ هزار دلار انجام می‌شود.
و چیزی که قبلاً برای ورود به بازار ۲۰ میلیون دلار می‌خواست، الان شاید با ۱ میلیون دلار جلو برود.

اما نکته اینجاست که سود نهایی کمتر نشده، بلکه بیشتر هم شده.

به‌زودی نفر سه‌میلیاردم هم آنلاین خواهد شد.
همهٔ آن‌ها می‌توانند از محصول استفاده کنند.
Network Effect⁸ ها از همیشه قوی‌تر شده‌اند و بعضی کسب‌وکارها خیلی سریع به انحصار طبیعی تبدیل می‌شوند.

بیشتر محصولات وبی هم هزینهٔ تکثیر ندارند، پس هر کاربر جدید تقریباً سود خالص است.

نیروی انسانی کمتر.
سرمایهٔ کمتر.
هزینهٔ مقیاس‌پذیری کمتر.
بازارهای بزرگ‌تر.
مارکتینگ ارزان‌تر.
و تقریباً صفر بودن هزینهٔ توزیع محصول.

نه، آدم‌ها باهوش‌تر یا سخت‌کوش‌تر نشده‌اند.
اما مقدار اهرم واقعاً دیوانه‌کننده شده.

موفقیت‌های بزرگ، از Yahoo! تا EBay و Google و Skype و MySpace و YouTube و Facebook و Twitter و Zynga ، هر کدام سریع‌تر از قبلی اتفاق افتاده‌اند.
و این اهرم همچنان در حال بیشتر شدن است، نه کمتر.

بازدهِ باهوش، جوان، ماهر و پرانرژی بودن، به‌شدت افزایش پیدا کرده، و این موضوع تأثیر عمیقی روی جامعه دارد.

آدم‌های باهوش، دارند ثروتمندتر می‌شوند.

آپدیت:
یک کامنت جالب در Hacker News⁹ نوشته بود:

«در اصل، اینترنت هم خیلی گسترده است و هم خیلی عمیق.
عمق آن باعث می‌شود تعداد کمی برندهٔ بسیار بزرگ داشته باشیم، و گستردگی‌اش باعث می‌شود تعداد زیادی برندهٔ کوچک به‌وجود بیایند، کسانی که در سیستم قدیمی احتمالاً بازنده بودند ولی حالا به‌خاطر هزینه‌های پایین می‌توانند دوام بیاورند.

چیزی که از بین رفته، طبقهٔ متوسط سنتی است.

ما از یک توزیع نرمال از نتایج، رسیده‌ایم به توزیع Power Law¹⁰.
در این مدل، مقدار میانه بخش کوچکی از میانگین است.

و این خبر بدی برای کسانی است که مدل کسب‌وکارشان بر اساس رسیدن به نتایج متوسط ساخته شده، مثل صندوق‌های سرمایه‌گذاری میان‌مرحله‌ای، شرکت‌های متوسط سنتی، و حتی جوامعی که به «برابری» نتایج اهمیت می‌دهند.»

ــــــــــــــــــــ
۱. Exit ، فروش شرکت یا خارج شدن مؤسسان و سرمایه‌گذاران از کسب‌وکار با سود بزرگ.
۲. حباب دات‌کام، دورهٔ رشد و سقوط شدید شرکت‌های اینترنتی در اواخر دههٔ ۹۰ و اوایل ۲۰۰۰.
۳. Leverage ، اهرم یا توان چندبرابرکننده‌ای که باعث می‌شود با منابع کم، خروجی بزرگی بسازی.
۴. Voicemail ، سیستم پیام صوتی تلفنی.
۵. Bug Tracking ، سیستم مدیریت و پیگیری خطاهای نرم‌افزاری.
۶. SEM ، بازاریابی از طریق موتورهای جست‌وجو، معمولاً تبلیغات پولی گوگل.
۷. SaaS ، نرم‌افزارهایی که به‌صورت آنلاین و اشتراکی ارائه می‌شوند.
۸. Network Effect ، پدیده‌ای که در آن ارزش یک سرویس با بیشتر شدن کاربرانش افزایش پیدا می‌کند.
۹. Hacker News ، انجمن معروف حوزهٔ استارتاپ و تکنولوژی متعلق به Y Combinator.
۱۰. Power Law ، نوعی توزیع که در آن تعداد کمی سهم بسیار بزرگی از نتایج را می‌گیرند و اکثریت سهم کمی دارند.

🗓 تاریخ انتشار: ۹ نوامبر ۲۰۰۹ (۱۸ آبان ۱۳۸۸)