بستههای محرک اقتصادی عملاً یک نمایشاند، و این باید برای هر کسی که حتی یه کتاب اقتصاد مقدماتی باز کرده یا یه بار آبلیمو فروخته، واضح باشه.
این ۱۵۰ میلیارد دلار قراره از کجا بیاد؟
از کاهش هزینه در جای دیگه، که عملاً خنثی میشه.
از افزایش مالیات، که همون کم کردن پول بخش خصوصیست و حتی بدتره.
از قرض گرفتن از خارج، که یا هزینهٔ سرمایه برای کسبوکارها رو بالا میبره یا باعث تورم میشه، که باز هم در نهایت تقریباً خنثیست.
یا از چاپ پول بیشتر، که نتیجهاش تورم و کاهش قدرت خرید مردمه، و بسته به تأثیرش روی انتظارات تورمی، حتی میتونه بدتر هم باشه.
اینکه صدها میلیون نفر این حرفها رو باور میکنن و سیاستمدارها و خبرنگارها مدام چنین ادعاهای اشتباهی رو انگار حقیقت مطلق تکرار میکنن، واقعاً ناامیدکنندهست.
به افتخار همین طرز فکر، بیاید «ماشین تحریک دائمی اقتصاد» بسازیم!
دولت باید مدام پول بیشتری وارد اقتصاد کنه. هرچی پول بیشتری تزریق بشه، اقتصاد بیشتر تحریک میشه، GDP بالاتر میره، مالیات بیشتری جمع میشه و بعد دوباره میتونیم پول بیشتری تزریق کنیم!
در واقع فکر کنم نمونهٔ همچین اقتصادی همین الان هم توی کرهٔ شمالی و کوبا وجود داره.
نکته:
اونایی که میگن در بستههای محرک اقتصادی، پول از پساندازکنندهها به خرجکنندهها منتقل میشه، احتمالاً اقتصاد ۱۰۲ رو نخوندن.
پسانداز هم در نهایت وام داده میشه و خرج میشه.
پسانداز = سرمایهگذاری
نکتهٔ دوم:
ایدهٔ «تحریک اقتصادی» احتمالاً قدیمیترین خطای اقتصاد باشه، همون «مغالطهٔ پنجرهٔ شکسته»، که خیلی شبیه این باور اشتباهه که «جنگ باعث رشد اقتصادی میشه».
🗓 تاریخ انتشار: ۱۶ فوریهٔ ۲۰۰۸ (۲۷ بهمن ۱۳۸۶)