ریچ اسکرنتا در مقالهای خواندنی بررسی کرده که چرا کریگزلیست تا این حد مؤثر است. حالا وقتش رسیده دقیقتر ببینیم این تأثیر چقدر بزرگ است.
اگر «جن بازار» به شما پیشنهاد بدهد که تمام درآمد آیندهٔ ایبی (eBay) یا کریگزلیست (Craigslist) را بگیرید، کدام را انتخاب میکنید؟ من شخصاً کریگزلیست را انتخاب میکنم.
منظورم فقط مقایسهٔ مدلهای کسبوکار است، نه شرکتها. میدانم ایبی حدود ۲۵٪ از سهام کریگزلیست را دارد، پس وقتی میگویم کریگزلیست از ایبی ارزشمندتر است، منظورم این نیست که ارزش کل شرکتش دو برابر ایبی است، بلکه منظورم این است که مدل درآمدیاش بهمراتب قویتر است. برای مقایسه، فرض کنید ایبی هیچ سهمی در کریگزلیست ندارد.
برآورد ارزش از طریق آگهیها
کریگزلیست در حال حاضر حدود ۶ میلیون آگهی در ماه دارد که دستکم ۲۰۰ هزار موردشان آگهی شغلی هستند. طبق صفحهٔ اصلیشان، در نزدیک به ۲۰۰ شهر فعالاند، اما احتمالاً در حدود ده شهر واقعاً به «جرم بحرانی» یا همان سطح اشباع کاربر رسیدهاند.
در حال حاضر، کریگزلیست فقط برای آگهیهای شغلی هزینه میگیرد، آنهم فقط در سه شهر. طبق اطلاعات خود سایت، تعرفهها به این شکل است:
برای هر آگهی شغلی ۲۵ دلار.

تازه، اخیراً دارند برای اجارهٔ آپارتمانها در نیویورک و آگهیهای شغلی در واشینگتن دیسی، سندیگو، بوستون و سیاتل هم هزینه اضافه میکنند. یعنی هر وقت در یک شهر و یک بخش به ترافیک بالا و پایداری برسند، شروع به درآمدزایی از آن میکنند.
تنها بخش شغلی، همین حالا حدود ۵ میلیون دلار در ماه ارزش دارد (۲۰۰ هزار × ۲۵ دلار). کریگزلیست فعلاً از همهٔ ظرفیتش استفاده نکرده، اما مسیر و هدف مشخص است.
در آینده میتواند از بخشهای دیگر هم درآمد بگیرد: آگهی مسکن، املاک، خودرو، خدمات، اجارهٔ تعطیلات، وسایل دست دوم و غیره. هر کدام از این حوزهها از نظر حجم آگهی در حد آگهیهای شغلی یا حتی بیشترند. در کشورهایی که سیستم پستی ضعیفتر است، مردم ترجیح میدهند بهجای مدل ملی ایبی، از مدل محلی کریگزلیست استفاده کنند.
اگر فقط نیمی از این دستهها را پولی کند، درآمد ماهانهاش حدود ۲۰ میلیون دلار میشود؛ اگر همه را پولی کند، ۴۰ میلیون دلار در ماه.
و هنوز رشدش ادامه دارد، آن هم خیلی زیاد.
آمار رشد (طبق دادههای حدود سه ماه پیش کریگزلیست):
رشد بازدید کلی صفحات در ۱۲ ماه گذشته: ۱۹۵٪
- رالی (کارولینای شمالی): ۱۳ میلیون بازدید در ماه، رشد ۸۰۰٪
- ونکوور (کانادا): ۲۱ میلیون بازدید، رشد ۶۷۵٪
- دالاس (تگزاس): ۲۲ میلیون بازدید، رشد ۶۵۰٪
- مینیاپولیس: ۲۱ میلیون بازدید، رشد ۶۲۵٪
آیا میتوانند در یک سال دوباره دو برابر شوند؟ قطعاً. در واقع، احتمالاً سه تا چهار برابر رشد خواهند داشت قبل از اینکه سرعت رشدشان کم شود. در این حالت، بازهٔ درآمد از ۲۰ تا ۴۰ میلیون دلار به ۴۰ تا ۱۶۰ میلیون دلار در ماه میرسد.
میانگین آن یعنی ۱۰۰ میلیون دلار درآمد ماهانه یا حدود ۱.۲ میلیارد دلار در سال!
بیایید از زاویهٔ دیگر نگاه کنیم:
۶ میلیون آگهی در ماه × ۱۰ (وقتی به ۱۰۰ شهر اصلی برسند) × ۲ (بهخاطر رشد شهرهای فعلی مثل نیویورک، لسآنجلس و سانفرانسیسکو).
اگر فقط از ۱۰٪ آگهیها پول بگیرند و برای هر آگهی فقط ۱۰ دلار هزینه بگذارند، درآمد سالانه میشود حدود ۱.۴ میلیارد دلار.
با توجه به اینکه هزینههای عملیاتیشان تقریباً صفر است (نه محتوا، نه تبلیغات، پشتیبانی کاربرمحور، حدود ده مهندس)، سود خالصشان نزدیک ۱ میلیارد دلار در سال خواهد بود.
اگر همان نسبت ارزش به سود ایبی را داشته باشند، ارزش کریگزلیست بیش از ۵۰ میلیارد دلار میشود.
من حتی رشد سریعتر و بازار جهانی بزرگتر کریگزلیست نسبت به ایبی را در این محاسبه لحاظ نکردم.
از نظر ترافیک هم جالب است:
الکسا، کریگزلیست را در ردهٔ سایتهای «اجتماعی» طبقهبندی میکند، ولی اگر آن را بهعنوان سایت تجاری در نظر بگیریم، رتبهاش چهارم جهان است، بعد از آمازون، ایبی و یاهو.
رتبهٔ الکسا: ۳۳ (چند ماه قبل ۴۰ بود)
کریگزلیست حتی سرعت رشدش را هم افزایش داده. چند شرکت بزرگ و موفق میشناسید که چنین روندی دارند؟
سال ۲۰۰۵ برای کریگزلیست سال فوقالعادهای بود.
اما برای سایر سایتهای آگهی، واقعاً فاجعه بود.
آیا «کرِگ» (Craig Newmark) این موقعیت را نقد میکند؟ خب، ایبی ۲۵٪ از شرکت را از یکی از هممؤسسان خریده است. از بقیه، بخشی احتمالاً در اختیار کارمندان است، و سهم خود کرگ بین ۵۰ تا ۶۰ درصد است. شاید بخواهد بخشی از آن را به خیریه یا خانوادهاش بدهد، و در نهایت کمتر از ۵۰٪ سهام در اختیارش بماند. در آن صورت، طبیعی است که شرکت مسیر سرمایهگذاری و نقدشوندگی را در پیش بگیرد.
کریگزلیست دیگر یک «سازمان غیرانتفاعی» نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به یک انحصار عظیم سودده در یکی از بزرگترین بازارهای پولساز دنیاست، یعنی بازار آگهیها و اقلام گرانقیمت.
و حالا کرگ نیومارک، نمایندهٔ خدمات مشتریان، از لری پیج و سرگئی برین هم ارزشمندتر است.
نکتهٔ اصلی این است که او در حال ساختن کسبوکاری در اندازهٔ ایبی یا یاهو است، بدون سرمایهگذار خطرپذیر، بدون مدیران معروف، بدون تبلیغات، بدون پتنت، بدون فناوری خاص.
او تمام ارزش روزنامهها را گرفته بدون اینکه هزینههایشان را بپردازد.
و همه هم عاشقش هستند، چون عملاً پول را روی میز رها کرده.
این همان قدرت واقعی اینترنت است.
🗓 تاریخ انتشار: ۷ فوریهٔ ۲۰۰۶ (۱۸ بهمن ۱۳۸۴)