در نقطهای که یک استارتاپ دارید، احتمالاً هنگام جذب سرمایه، باید یک وکیل شرکتها بگیرید. اکثر آنها به طرز وحشتناکی گران و کلافهکننده هستند. چند نکته:
• فقط با وکیلی که سرمایهگذاران خطرپذیر (VCها) اصرار دارند کار نکنید. این وکلا با VC در صدها قرارداد تأمین مالی کار خواهند کرد، اما با شما فقط در یک قرارداد. فکر میکنید وفاداری آنها به کجاست؟ وکیل خودتان را بگیرید و کوتاه نیایید.
• مراقب «فریب و جایگزینی» (Bait-and-Switch) باشید – این زمانی است که شما با شریک ارشد خوشبرخورد و باهوش مصاحبه میکنید، اما به محض امضای قرارداد، او جای خود را با شریک کمتر محبوب و کمتجربهتر عوض میکند. و فرد جدید ممکن است ارزانتر باشد، اما نه خیلی ارزانتر.
• برای هر کار، حقالزحمه ثابت (Fixed-Fee) تعیین کنید، به ویژه برای نهایی کردن تأمین مالی، و بهخصوص برای وکلای طرف مقابل (یکی از ترفندهای بزرگ قدیمی VC این است که استارتاپها هزینه وکلای VC را در بستن قراردادها میپردازند! یک رویه مسخره که توجیه میشود «استاندارد» است).
• اگر با صورتحساب مشکل دارید، آن را قبل از پرداخت حل کنید. تصرف ۹/۱۰ حق مالکیت است (کنایه از اینکه پولی که دست شماست، قدرت چانهزنی شماست).
• بگذارید وکلای شما کار سنگین پیشنویس اسناد تأمین مالی را انجام دهند. طرفی که پیشنویس را مینویسد، به طور پیشفرض برنده تمام نکات کوچک میشود.
• در نهایت، وکلای خوب مشاورانی هستند که هنگام ارائه توصیههای دارای پیامد مالی (که تقریباً تمام توصیهها اینگونهاند)، مزایا و معایب را میسنجند. وکلای بد، فروشندگان بیمه زاریکننده هستند – و شما را تشویق میکنند که برای پوشش دادن هر ریسک احتمالی، خود را تا مرز نابودی به خرج بیندازید. ریسکها میتوانند و باید در صورت امکان کمیسازی (quantified) شوند.
۳۰ نوامبر ۲۰۰۵ (۹ آذر ۱۳۸۴)