نوشته‌های Nav.al به فارسی

افسانه ۸۰ ساعت کار در هفته

بیایید جدی باشیم. هیچ کس هشتاد ساعت در هفته کار نمی‌کند. نه هشتاد ساعت واقعی و مولد. اگر به معتادان به کار (من خودم یکی بوده‌ام و با چنین افرادی کار کرده‌ام) با دقت نگاه کنید، می‌بینید که بخش زیادی از زمان صرف بطالت، شارژ مجدد، چرخیدن، تغییر دنده و غیره می‌شود. در گذشته این‌ها همان حرف‌های کنار آب‌سردکن بود. در سیلیکون‌ولی، این زمان صرف بازی، ایمیل، پیام‌رسانی فوری (IM)، ناهار، و جلسات بی‌هدف می‌شود. بیایید این شوخی (نقاب) را کنار بگذاریم، باشه؟ حتی زمانی که مجبور بودید هشتاد ساعت کار کنید، در واقع این کار را نکردید. از نظر اقتصادی، پس از یک نقطه مشخص، بهره‌وری نهایی کاهنده (diminishing marginal productivity) کاهش می‌یابد. این نقطه برای مسائل مختلف متفاوت است (برخی از کارها، مانند مهندسی نرم‌افزار، برای بارگذاری یک مسئله پیچیده در حافظه کاری شما، به زمان راه‌اندازی زیادی نیاز دارند).

در واقع، بهترین کار شما احتمالاً در جرقه‌های تمرکز شدید انجام شده است، که توسط دوره‌های طولانی کسالت و عدم فعالیت احاطه شده‌اند. بنابراین، بیایید تلاش کنیم تا به جای اینکه سعی کنیم آن را قابل پیش‌بینی و طولانی‌مدت کنیم، احتمال و بهره‌وری این «جرقه‌ها» را به حداکثر برسانیم.

اول، در خودتان و سازمانتان، خروجی‌ها را بسنجید، نه ورودی‌ها را. در غیر این صورت، توسط کارکنان دانش‌پیشه امروزی که به شدت عادت کرده‌اند زمان زیادی را در دفتر کار بگذرانند و مدیریت رو به بالا (Upward Management) انجام دهند، فریب خواهید خورد.

دوم، بهره‌وری را در مقیاس زمانی طولانی‌تر بسنجید، مثلاً هفته‌ها و ماه‌ها به‌جای روزها. برخی از خلاق‌ترین و مولدترین افرادی که من تا به حال ملاقات کرده‌ام، به صورت جرقه‌های چند هفته‌ای کار می‌کنند و سپس هفته‌هایی دارند که صرفاً با کارهای اندک، بیکار هستند. این طبیعت حیوان انسان است.

سوم، فشار همتایان را وارد ترکیب کنید. این کار اغلب در نرم‌افزار از طریق «برنامه‌نویسی افراطی» (Extreme Programming) یا در کسب‌وکار با «کار تیمی» انجام می‌شود. هر چه باشد. دو فرد مولد را روی یک مسئله در یک اتاق قرار دهید، و به محض اینکه یکی به نوسان صعودی می‌رسد و آماده کار است، به احتمال زیاد او دیگری را الهام می‌بخشد و پیش می‌برد.

چهارم، یک محیط فیزیکی ایجاد کنید که مناسب بهره‌وری نوسانی باشد – از دفاتر سنتی دوری کنید و تنظیمات غیرمعمول را ترجیح دهید، به مردم فضا دهید و اجازه دهید ساعات کاری خودشان را تنظیم کنند.

در نهایت، در مورد پاسخگویی و خروجی در بلندمدت بی‌رحم باشید. هیچ چیز به اندازه یک کارمند معمولی و در عین حال قابل اعتماد، به یک استارتاپ آسیب نمی‌زند.

حالا بروید سخت‌تر کار کنید…

۲۹ نوامبر ۲۰۰۵ (۸ آذر ۱۳۸۴)