مردم از مهاجرت و مهاجران متنفرند، زیرا این موضوع به عنوان رقابت با تازهواردان بر سر منابع محدود در یک بازی با حاصل جمع صفر تلقی میشود. این استدلال از بسیاری جهات اقتصادی معیوب است، اما اجازه دهید برای یک لحظه از آن چشمپوشی کنیم. بیایید به همه ذینفع (سهامدار) بودن را اعطا کنیم.
فرض کنید به هر شهروند ایالات متحده یک گذرنامه اضافی – یک گذرنامه خالی – بدهیم. هر فرد میتواند، در چارچوب محدودیتهای معقول (مانند نبود تروریست)، گذرنامه اضافی خود را به یک مهاجر بالقوه بفروشد. شما میتوانید آن را به فردی شایسته، یا وطنپرست، یا نابغه، یا صرفاً کسی که پول نقد زیادی به شما میپردازد، بدهید. شاید بتوانید آن را با یک گذرنامه خارجی مبادله کنید. به احتمال زیاد، بازارهایی برای ارزشگذاری و معامله این موارد پدیدار میشوند، و مردم برای ورود به کشورهای مطلوب، هزینه پرداخت میکنند یا وعده جریانهای درآمدی آتی (در بهترین حالت عرضههای اولیه شخصی (IPO) و در بدترین حالت بردگی پیمانی) را میدهند.
اما حالا فکر کنید چه اتفاقی میافتد اگر یک کشور سیاستهای تجاری یا مالیاتی بدی را وضع کند. مجموع کل ارزش تمام گذرنامهها برابر با ارزش سرمایهایشده (Capitalized Value) دولت آن کشور خواهد بود. سیاست ضعیفی که این ارزش را کاهش دهد، منجر به افت تقاضا و در نتیجه سقوط قیمت گذرنامهها خواهد شد. گذرنامه شما و گذرنامه اضافی شما احتمالاً با ارزشترین داراییهای شما خواهند بود که میلیونها دلار ارزش دارند. سیاست ضعیف دولت منجر به بازخورد منفی عظیم از سوی شهروند-سهامداران خواهد شد.
در واقع، سیاستهای خاصی که قابل ارزشگذاری پولی نبودند، اکنون هزینههای خود را آشکار خواهند کرد. و ما میتوانیم ارزش سیاستهای حامی سقط جنین (pro-choice) در برابر مخالف سقط جنین (pro-life)، سیاستهای زیستمحیطی خاص و غیره را ببینیم. اگر دولت شما کارها را آنطور که میخواهید انجام نمیدهد، همیشه میتوانید گذرنامه خود را بفروشید و خارج شوید. اما به احتمال زیاد، دولت ضعیف ابتدا توسط شهروند-سهامداران برکنار خواهد شد.
در نهایت، در سناریوی خیالیتر و جسورانه، کشورهایی که ثابت کردهاند مدیران اقتصادی زیرکی هستند، میتوانند اقدام به تصاحب خصمانه، اما صلحآمیز، گذرنامههایی کنند که به صورت عمومی از کشورهای با مدیریت ضعیف معامله میشوند. اگر هر گذرنامه حق یک رأی در دموکراسی را به شما بدهد، چین میتواند هند را بخرد، آن را تحت همان برنامه اقتصادی قرار دهد که برای چینیها خوب کار کرده است، و شاید حتی بعداً آن را با سودی به فروش برساند!
۲۹ نوامبر ۲۰۰۵ (۸ آذر ۱۳۸۴)